راستم می گه با این اوضاع که من شکست می خورم هی تو عشق گمون نکنم دوم بیارم یا اصلا دل و دماغی برام بمونه.
مامانمو می دونین چی می گه:
"می گه اصلا چی شد که امروز گریه کردی!"
"گفتم تو عشق شکست خوردم"
"گفت این که چیزی نیست " انگار خودش نگفته باشه گفت "منم یروز باباتو دوست ندارم روز بعد کلید عشق بابات روشن می شه"
خودمونیم آ کلید شکست خوردن اگه اینجوری بود علاوه بر شیر تو شیر موندن خونوادهامون می شد از شکستم یه راه گریزی پیدا کرد.
حالا بماند اینکه من چقدر ادم کاغذی هستم که از وسط پاره شدم.
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 20:37  توسط ندانید بهتر است |
حسین (ع)...ما را در سایت حسین (ع) دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 69