غم بی حساب

خرید بک لینک

دل و دین و عقل و هوشم همه را بر آب دادی

ز کدام باده ساقی به من خراب دادی

دل عالمی ز جا شد چه نقاب بر گشودی

دو جهان به هم بر آمد چه به زلف تاب دادی

در خرمی گشودی چو جمال خود نمودی

ره درد و غم ببستی چو شراب ناب دادی

همه کس نصیب دارد ز نشاط و شادی اما

به من غریب مسکین غم بیحساب دادی

ز لب شکر فروشت دل “فیض” خواست کامی

نه اجابتی نمودی نه مرا جواب دادی

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۳۹۶ساعت 22:58 توسط ندانید بهتر است |
حسین (ع)...

ما را در سایت حسین (ع) دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 84 تاريخ: يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 3:26

صفحه بندی